شعر و قصه و لالایی
کاربرگ
خلاقیت ، کاردستی و نقاشی
پرورش کودک
کودک و بازی
تغذیه و سلامت کودک
اطلاعیه های سایت
 

9 چیز که نباید به کودکتان بگویید!
دوشنبه 22 شهریور 1395

رده سنی : پیش از دبستان , خردسال , نوپا ,

کودک شما چیزی را که می شنود بدون هیچ پرسشی باور می کند. برچسب های منفی باعث تلقین ناخودآگاه و پس آن ضعف اعتماد به نفس کودک می شوند ...

 

1- تنهایم بگذار!

همه ی پدر و مادرها همیشه به دنبال یک زمان استراحت، برای شارژ شدن دوباره هستند. مشکل اینجاست که وقتی شما به طور معمول به کودک خود می گویید " اذیتم نکن" و یا "کار دارم" این جمله ملکه ی ذهن کودک شما می شود. کودک با این رفتار دیگر هیچ میلی برای صحبت کردن با شما ندارد چراکه شما همیشه او را از خود میرانید." اگر شما این روش را از دوران کودکی فرزند خود به کار گیرید، کودک شما یاد می گیرد هیچ چیز را برای شما تعریف نکند به خصوص هرچه بزرگتر می شود.
بچه ها باید از دوران کودکی عادت کنند که والدین هم نیاز دارند زمانی را برای خود داشته باشند. سپردن کودک به دست یکی از نزدیکان و یا گذاشتن یک فیلم برای او و یا سرگرم کردن او با نقاشی می توانند راه های مناسبی برای استراحت والدین باشند. همچنین به جای استفاده از آن جملات اشتباه می توانید به کودک خود بگویید: "مامان باید کارش را تمام کند پس خواهش میکنم برای مدت کوتاهی آرام نقاشی کن تا بعد از کار من باهم به گردش برویم." شما هم به عنوان والدین کمی واقع بین باشید، یک کودک نوپا و کم سن نمی تواند خودش را برای مدت زیادی مشغول نگه دارد!


2- تو خیلی.....هستی!

برچسب ها و صفاتی که شما به کودک خود می دهید او را تغییر می دهند: "چرا تو انقدر گستاخ هستی"،       " چطور می توانی انقدر دست و پا چلفتی باشی"، خیلی اوقات کودک می شنود که ما راجع به او به دیگران چه می گوییم "او خیلی خجالتی است".
کودک شما چیزی را که می شنود بدون هیچ پرسشی باور می کند. برچسب های منفی باعث تلقین ناخودآگاه و پس آن ضعف اعتماد به نفس کودک می شوند. حتی صفاتی که شاید به نظر خنثی و یا حتی مثبت بیایند مانند " خجالتی"، " زرنگ" و... موجب می شوند که کودک از خود انتظارات غیر ضروری و یا نامناسب پیدا کند.
استفاده از جملات و تغییر نوع بیان تنها راه حل این مسئله است، مثلا به جای "تو خیلی گستاخانه با دوستت رفتار کردی" می توانید بگویید: "حرفی که شما به دوستت زدی او را خیلی ناراحت کرد به نظرت چطور می توانیم از دلش در بیاوریم؟"

 


3- گریه نکن!

جملاتی مانند "ناراحت نباش"، "بچه نباش"، "ترسو نباش"، "گریه نکن" برای کودکان کارساز نیست. آن ها همیشه گریه را ترجیح می دهند به خصوص کودکان نوپا که خیلی نمی توانند از کلمات برای بیان احساس خود استفاده کنند. آن ها در هر صورت ناراحت می شوند، می ترسند، گریه می کنند و این طبیعی است که باید در برابر این احساسات محافظت شوند. گفتن جملاتی از این قبیل نه تنها باعث نمی شود که کودک احساس بهتری داشته باشد بلکه حتی موجب می شود که او فکر کند احساساتش اهمیتی ندارند. به جای اینکه احساسات کودک خود را نادیده بگیرید سعی کنید در برابر او آن ها را مهم جلوه دهید. مثلا بگویید "می دانم که حرف دوستت باعث ناراحتی تو شد" و یا " می دانم ممکن است کمی ترسناک باشد اما بدان من همیشه مراقب تو هستم"
با اهمیت دادن به احساسات کودک خود به او نشان می دهید که چقدر مهم است، همچنین معنای همدلی و همدردی را به او می فهمانید. در نهایت کودک شما کمتر گریه خواهد کرد و بیشتر به بیان احساساتش می پردازد.

 


4- چرا نمی توانی مثل خواهر یا برادرت باشی؟

الگو کردن خواهر یا برادر بزرگتر برای کودک به نظر راه خوبی می آید. "ببین برادرت چقدر خوب کفش هایش را می بندد"، " ببین خواهرت چطور غذا می خورد، چرا تو نمیتوانی؟" اما مقایسه همیشه نتیجه ی معکوس می دهد، کودک شما شخصیت خودش را دارد، او دختر و یا پسر بزرگتر شما نیست! البته این مقایسه ها برای والدین طبیعی است چراکه آن ها هم در دوران کودکی مقایسه شده اند. اما شما هیچوقت چنین ظلمی را در حق کودکتان نکنید، هرکس شخصیت و رفتار خودش را دارد، مقایسه ی کودکان باعث می شود که فکر کنند شما دوست دارید آن ها شخص دیگری باشند. این کار به هیچ وجه رفتار او را تغییر نمی دهد و تنها باعث رنجیدن کودک شما خواهد شد و او از روی لج بازی به حرف شما گوش نخواهد کرد.
در عوض می توانید از موفقیت های او قدردانی کنید، مثلا بگویید" آفرین تو خودت به تنهایی این کار را کردی!" و یا " ممنونم که به من گفتی برای این کار هنوز نیاز به کمک داری"

 


5- من بهتر میدونم یا تو؟

طعنه زدن هم می تواند به اندازه ی مقایسه کردن رنج آور باشد. شاید کودک شما مسئله ای را به درستی درک نکرده باشد، یاد گرفتن یک فرآیند آزمون و خطاست. مثلا اگر کودک شما می خواهد خودش نوشیدنی را از یک پارچ سنگین درون لیوان بریزد، آیا این را می داند که کار سختی است؟ آیا تا به حال امتحان کرده است؟ شاید پارچی که دفه ی قبل بلند کرده بوده به این اندازه پر نبوده است. شما باید به کودکتان نشان دهید که واقعا این کار برای او سخت است، اجازه دهید با امتحان به این درک برسد. به جای تحقیر کودک خود به او بگویید " وقتی این کار را اینطوری انجام می دهی بیشتر دوست دارم، ممنونم". استفاده از جملاتی مثل "چرا این کار را کردی، مگر نگفته بودم نمی توانی" حتی اگر کم استفاده شود برای کودک خوشایند نیست و بهتر است بدانید آن ها حتی پیش خودشان جملاتی مثل :" تو فقط دردسری" و یا " تو هیچوقت هیچ کاری را درست انجام نمی دهی" را به صورت ناخودآگاه به جملات شما اضافه می کنند و از زبان شما می شنوند.

 


6- بس می کنی یا کاری کنم که گریه کنی!

تهدیدها که معمولا والدین به هنگام ناامیدی از کودک استفاده می کنند به ندرت کارساز هستند. اکثر والدین از اخطارهایی مانند: "یا این کار رو انجام میدی یا..." و "اگر بار دیگر این کار را انجام دهی میزنمت" استفاده می کنند. اما مشکل اینجاست که دیر یا زود شما باید تهدیدی را جایگزین تهدید قبلی کنید چراکه هر تهدیدی پس از مدتی ارزش خود را از دست می دهد و دیگر کودک را نمی ترساند. تهدید به زدن که از بدترین تهدید هاست نیز تا به حال هیچ نتیجه ی مثبتی در تغییر رفتار کودکان نداشته است. تحقیقات نشان می دهد فرقی ندارد شما کودکتان را چه نوع تهدیدی بکنید در هر صورت به احتمال 80% او همان اشتباه را در همان روزی که تهدید کردید تکرار خواهد کرد. تهدید و تنبیه حتی در فرزندان بزرگتر نیز کارساز نیست بنابراین بهتر است به جای این کار بهتر است روی یک سری از تاکتیک های موثر مانند پرت کردن حواس کودک، مهلت دادن به کودک برای پایان اشتباه خود و .... کار کنید.

 


7- صبر کن بابات بیاد خونه!

این جمله ی کلیشه ای والدین نه تنها یک نوع تهدید بلکه یک تنبیه از مد افتاده هم هست. هنگامی که همچین تهدیدی می کنید باید حواستان به زمان تهدید باشد چرا که تهدیدی که به تعویق بیفتد نتیجه بخش نخواهد بود، و زمانی که پدر  به خانه بیاید فرزند شما زشتی و اشتباه کارش را دیگر به یاد نخواهد آورد. علاوه بر آن  هنگامی که تنبیه را بر عهده ی دیگری می گذارید در واقع اقتدار خود را در مقابل کودکتان زیر سوال برده اید و کودک شما با خود می گوید: "چرا باید به حرف های مادرم گوش دهم وقتی قرار نیست کاری بکند". بدتر از همه اینکه شما با این کار شریک خود را در نقش یک پلیس بداخلاق و ترسناک قرار می دهید.

 


8- زود باش!

چه کسی در این دنیا از قرار ملاقات های پشت سر هم، کوهی از برنامه، کم خوابی و ترافیک رنج نمی برد؟ این مشکلات را قطعا والدینی که یک کودک نوپا دارند و باید مدام به دنبال او وکارهایش باشند بیشتر حس می کنند و همین باعث می شود جمله ی " عجله کن" ورد زبانشان باشد. اما باید بدانید این جمله فقط به کودکتان احساس گناه می دهد که کار شما را به تعویق انداخته اند اما باعث نمی شود که او کارهایش را سریعتر انجام دهد. بهتر است والدین یک بار برای همیشه دست از فریاد زدن و غر زدن بردارند و به آرامی به کودک خود بفهمانند که کارشان اهمیت بسیاری دارد. آن ها به راحتی خواهند دید که فرزندشان خود به دنبال راهی می گردد که سریع تر کارش را به پایان برساند.

 


9- کارت عالی بود! آفرین دختر خوب!

برایتان عجیب است که تحسین کردن چگونه می تواند مضر باشد؟ این یکی از رایج ترین راه هایی است که والدین برای تشویق کودک خود به کار می برند. اما جالب است بدانید این جمله زمانی که مبهم باشد و پشت سر هم استفاده شود دیگر فایده ای نخواهد داشت. تعریف کردن از کودک خود برای هرکار کوچکی که انجام می دهد، از شیر خوردن گرفته تا نقاشی کشیدن، این جمله را برای کودکتان بی معنی و کم ارزش می کند ، علاوه بر آن دیگر حتی تمایزی بین میزان ارزش هرکار قائل نمی شود. حال چگونه از ایجاد همچین مشکلی جلوگیری کنیم؟
-  تنها موفقیت هایی را که نیاز به تلاش واقعی داشتند را تحسین کنید. خوردن شیر و یا کشیدن نقاشی برای شمایی که فرزندتان بارها در روز این کار را می کند موفقیت بزرگی محسوب نمی شود.
-  جملات تشویقی را تغییر دهید برای مثال برای تعریف از نقاشی کودکتان به جای گفتن " آفرین کارت خیلی خوب بود" بگویید" چه رنگ خوبی را برای کشیدن خال های سگ انتخاب کرده ای" و یا " چه جالب، تو نقاشی داستانی که امروز خواندیم را کشیدی".
-  کار کودک را به جای خود او تحسین کنید، مثلا بگویید: شما همانطور که ازت خواسته بودم موقع نقاشی کشیدن خیلی ساکت بودی و من واقعا راضی بودم".

 

گردآوری : ایران تابش

برچسب ها : تربیت کودک , پرورش کودک , فرزند پروری , تربیت فرزند , آموزش کودک , رفتار با کودک , روانشناسی کودک ,
 

استفاده از مطالب و تصاویر فقط با ذکر منبع و لینک به سایت ایران تابش مجاز است